صلیب شکسته

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

00

عبدالقدير صالحي
یاداوري:
اين نبشته شامل دو قسمت مي باشد: قسمت اول آن ايميلي است از جانب مسيحيان افغان مقيم امريکا و قسمت دوم، پاسخ آن.


قسمت نخست ايميل رسيده از امريکا
سلام هاي گرم به خدمت دوست عزيز و گرامي عبيد جان!

از ايميل شما بي نهايت تشکر. اميد است که جور و صحتمند باشيد. عبيد جان عزيز! خودتان آيه 88 سورة الاسراء را با آقاي اندرياس مورد بحث قرار داديد! هدف ما رهنمائي و کمک به شما و ديگر هموطنان گرامي مان مي باشد تا با عيسي و نجات از طريق او آشنا شويد، بازهم خدمت تان عرض مي نمايم که هدف ما مبارزه با انسان ها و يا عقايد آنها نيست، بلکه فقط آشنا نمودن آنان با محبت خدا و مسيحيت است، و اين که مي گوئيم خدا محبت است و شما و همه ما را دوست دارد و اين دوستي را از طريق عيسي ثابت نمود، بيائيد و کمي عميق تر به مسائل نگاه کنيم. آيا انجيل را دقيق مطالعه کرده ايد؟ آيا به خداوند گفته ايد که حقيقت را برايتان آشکار نمايد؟ دوست عزيز، همانطور که قبلاً هم خدمت تان عرض نمودم نمي خواهم در باره قرآن برايتان نوشته کنم، اما مثل اينکه شما علاقه زيادي داريد تا اين موضوع را دنبال کنيد! آيا مي توانيد از قرآن آيه اي بياوريد که حيات ابدي (زندگي جاويد و هميشگي در بهشت) را تضمين کند؟ البته به غير از جهاد و قتل و قتال! عبيد جان، شما نمي توانيد آيه اي را پيدا کنيد که حيات ابدي شما را در آخرت تضمين کند! مگر در انجيل که بارها و بارها گفته شده که وقتي فيض خدا را که مفت و رايگان که از طريق عيسي به ما عطا شده، مي پذيريم و به عيسي مسيح که نجات دهنده همه انسان ها از گناهان است، ايمان مي آوريم، زندگي ابدي مان تضمين مي شود، زيرا خدا به عهد و پيمان خود وفادار است، يکي از اين آيات، انجيل يوحنا فصل 3 آيه 16 مي باشد. همچنان کلام خدا مي فرمايد: «بچشيد و ببينيد که خداوند نکوست».

در ضمن شما مي توانيد از ملاهاي مسلمان پرسان کنيد که سرنوشت آنان پس از مرگ چه خواهد شد؟ مسلما خواهند گفت: نمي دانيم! اگر کار خوب انجام داده باشيم به جنت و اگر کار بد انجام داده باشيم به دوزخ مي رويم! اما خدائي که نامش محبت است، کارش دقيق است و آخرت ما را از طريق ايمان به مسيح، تضمين مي کند. آخرين باري که کار خوب انجام داديد چي وقت بود؟ آيا شما قبول داريد که نزد خداي قدوس و پاک، گناهکار هستيد و عمل نيکوي شما روي گناهان ديگر شما را پوشانده نمي تواند؟ بار گناه و ترس و وحشت از روبروشدن با خدا، شما را آزار نمي دهد؟ در شبانه روز چند بار نماز مي خوانيد؟ به خداوند چه مي گوئيد؟ آيا خدا هم با شما حرف مي زند؟ شايد بگوئيد، مگر امکان دارد؟ بلي، ارتباط يک جانبه که ارتباط نيست! به طور مثال: اگر من به شما تيلفون کنم و بگويم: سلام عبيد جان ...... و سپس بدون اينکه به صحبت شما گوش کنم، فوراً تيلفون را قطع کنم، آيا اين ارتباط درست است؟ هدف خدا از آفرينش انسان چه بود؟ آيا انسان را فقط براي گناه کردن آفريد؟ آيا شما از فرزندتان انتظار داريد که گمراه شود و شما را براي هميشه ترک کند؟ البته که نِي! شما مي خواهيد به او محبت کنيد و با او رابطه نزديک داشته باشيد. خدا هم مي خواهد که ما با او ارتباط نزديک داشته باشيم و به لسان مادري مان با او حرف بزنيم و تمام نيازهاي خود را نزد او بياوريم. به همين دليل بود که عيسي مسيح را فرستاد تا از طريق او خود را که خداي واقعي و يکتا است و نامش محبت است به ما بشناساند.

رابطه ما عيسويان با خداوند، رابطه فرزند با پدر است، خداوند پدر آسماني ماست و ما فرزند خواندگان او هستيم، آيا پدر دستور قتل فرزندش را صادر مي کند؟ البته هر چقدر پسرش بد باشد، او چنين فرماني را هرگز صادر نخواهد کرد، اگر چنين کرد، آيا مي توان نام او را محبت گذاشت؟ عبيد جان! به نام خداي واحد و آفريننده جهان به شما مي گويم: اگر مي خواهيد زندگي جاويد داشته باشيد، اندکي تعصباتي را که ما هم يک روز مانند شما داشتيم، کنار گذاشته و به مطالعه انجيل پرداخته و فيض خدا را از طريق عيسي مسيح دريافت کنيد، آيا قبول داريد که عيسي زنده است؟ اگر عيسي زنده نبود، مسيحيتي وجود نداشت و ما نمي توانستيم به حيات ابدي اميدوار باشيم، اما چون عيسي بر مرگ پيروز شد، پس ما هم که پيروان او هستيم، بر مرگ پيروز خواهيم شد و داراي زندگي دائمي و جاويد خواهيم شد. از طريق کسي که زنده است، به خداي واحد و واقعي برسيد، عيسي مسيح مي فرمايد: من راه و راستي هستم. هيچ کس به پدر آسماني نخواهد رسيد، جز به وسيله من.
لطف نموده نظري هم به قرآن، سورة آل عمران، آية 55 بيندازيد.
{إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (55)} [آل عمران: 55].
ترجمه: «به ياد آوريد هنگامي را که خدا به عيسي فرمود: من تو را برمي گيرم و به سوي خود بالا مي برم و تو را از کساني که کافر شدند، پاک مي سازم و کساني را که از تو پيروي کردند، تا روز رستاخيز (قيامت) برتر (بالاتر) از کساني که کافر شدند، قرار مي دهم، سپس بازگشت شما به سوي من است و در ميان شما در آنچه بر سر آن اختلاف داشتيد، داوري مي کنم».

دوست عزيز، روز رستاخيز چي وقت است؟ در اينجا خدا مي گويد تا روز رستاخيز بالاتر از کساني که کافر شدند، قرار مي دهم! کافر چه کساني هستند؟ خودتان با دقت بخوانيد و صحيح قضاوت کنيد.
اميد است به سوالات بنده پاسخ دهيد و اگر پاسخي نداشتيد، بدانيد که حقيقت در عيسي مسيح است. عيسي که اکنون دروازه قلبتان را مي کوبد و مي گويد: عبيد جان، تو را دوست دارم و جانم را به خاطر تو بر روي صليب فدا کردم تا تو از گناهانت رهايي يابي. دريچه قلبت را باز کن و مرا بپذير. اي گرانباران و زحمت کشان نزد من آئيد و من به شما آرامش خواهم داد.
همچنين عيسي مي گويد: حقيقت را خواهيد شناخت و حقيقت شما را آزاد خواهد ساخت. (يوحنا فصل 8 آية 32).
آيا با خود فکر کرده ايد که چرا اجازه نمي دهند تا کسي در کشورهاي اسلامي انجيل بخواند؟ اگر مردم انجيل را بخوانند، ديگر حاضر نخواهند شد فريب ... را بخورند و مسلما به عيسي (نجات دهنده) ايمان خواهند آورد! ترس علماي ديني اسلام و سياستمداران هم از همين است! خداوند انسان را آزاد و صاحب الاختيار آفريده است. دوست عزيز! ديگر وقت ايکه شما بر وي و من هم بدون اين که فکر کنم، پشت سرتان بيايم نيست! وقت مطالعه و تفحُص دقيق در باره حقايق است و اطمينان داشته باشيد که حقانيت در عيسي مسيح است، روح خدا به شما ثابت خواهد نمود. آمين.
عبيد جان عزيز! برايتان دعا مي کنيم تا حقيقت را شناخته و نجات پيدا کنيد، مرا برادر خود حساب کنيد، و همچنان به من اطمينان کنيد و اطمينان کنيد که بدون مطالعه مسيحي نشديم.
در انتظار ايميل هاي محبت آميز شما هستم و اميد است خبر خوشي را از شما دريافت کنم، شما را از صميم قلب دوست داريم و برايتان دعا مي کنيم، حتي اگر به ما جواب منفي بدهيد.
فيض و آرامش خداوند با شما باد
دوست و خادم شما مسيح، فهيم
2006/ 05 / 21

قسمت دوم: جواب ايميل
دوست عزيز سلام!

از ايميل تان نهايت خورسندم، به راستي لحن دوستانه و محبت آميزتان وادارم کرد تا متقابلاً با شما ابراز دوستي و محبت کنم و همانگونه که شما ابراز خيرخواهي کرديد، بنده نيز به نوبه خود در مقابل شما و ساير دوستاني که دور از وطن در جستجوي حقيقت مي باشند اداي رسالت نمايم.
قبل از اين که به پاسخ سوالات شما بپردازم بايد يادآور شوم که من از اولين ابراز نظر تان نسبت به اسلام، دانستم که شما در بارة اين دين بزرگ معلومات کافي نداريد.
ببينيد اين سخن شماست:
«شما غير از جهاد و قتل و قتال نمي توانيد در قرآن آيه اي را پيدا کنيد که حيات ابدي تان را در آخرت تضمين کند».
اين ابراز نظرتان مرا به تعجب واداشت، و دريافتم که شما در بارة قرآن کريم از معلومات کافي برخوردار نيستيد و آنچه مي گوئيد، سخن خودتان نيست، و داريد سخن ديگران را بر زبان مي آوريد، بناء به عنوان يک جوان مسلمان و متعهد به اساسات دينم وظيفه خود دانستم شما را به واقعيت امر آگاه ساخته تا شايد در مقابل تان به عنوان يک دوست و هموطن اداي رسالت کرده باشم.
دوست عزيز، شما فرموديد که:
آيا مي توانيد از قرآن آيه اي را بياوريد که حيات ابدي (زندگي جاويد و هميشگي در بهشت) را تضمين کند؟
در جواب تان بايد گفت: بله، يک آيت چه که ده ها آيه را مي توانم به سوي قلب تان رهسپار سازم، بدين اميد که پروردگار يگانه شما را در شاهراه هدايت رهنمون فرمايد. پس گوش دهيد به خالق هستي - جل جلاله -: {جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِم مِّن كُلِّ بَابٍ (23)} [الرعد: 23]. «باغ هاي بهشت که جاي ماندگار است، و آنان همراه کساني از پدران و فرزندان و همسران خود که صالح باشند بدانجا وارد مي شوند، و فرشتگان نيز از هر سوي بر ايشان وارد مي گردند».

{جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاءُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللَّهُ الْمُتَّقِينَ (31)} [النحل: 31]. «باغ هاي است جهت اقامت دائمي که بدان وارد مي گردند و رود بارها، در زير کاخ ها و درختان آن روان است، در آنجا هر چه بخواهند دارند، خداوند اينچنين به پرهيزگاران پاداش مي دهد».
{أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِ‍ئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا (31)} [الکهف: 31]. «آنان کساني هستند که بهشت جاويدان از آن ايشان است، بهشتي که در زير «کاخها و درختان» آن جويبارها روان است. آنان در آنجا با دستبندهاي طلا آراسته مي شوند، و جامه هاي سبز از حرير نازک و ضخيم مي پوشند، در حالي که بر تخت ها تکيه زده اند، چه پاداش خوبي است! و چه مقر زيبايي!».
{إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا (107)} [الکهف: 107]. «بي گمان کساني که ايمان آوردند و کارهاي شايسته کرده اند، باغ هاي بهشت جايگاه پذيرائي از ايشان است».
اين بود قطرة از بحر بي کران قرآن در باره بهشت، و حالا چند قطره از اين باران ملکوتي و گوارا را به شما نشاني مي دهم تا اگر خداي بزرگ خواسته باشد خودتان از نزديک قلب تان را با اين باران رحمت الهي آبياري فرمائيد. لطفاً اگر طالب بهشتي مي باشيد که به تعبير قرآنکريم پهناي آن به اندازه آسمان ها و زمين است به اين آدرس ها مراجعه فرمائيد:
قرآنکريم: سورة طه آية 76، سورة سجده آية 19، سورة فاطر آية 33، سورة بينه آية 8، سورة آل عمران آيات 15، 136، 198، سورة مائده آية 119.

خلاصه دوست عزيز در قرآنکريم اضافه از «140» مرتبه کلمه جنت و مشتقات آن بکار رفته که اولا نياز به آگاهي دارد و در ثاني نياز به تفکر و انديشه، و باز قرآنکريم يکي است و شما هيچ وقت دچار تشويش نخواهيد شد که کدام يک از قرآن ها را مورد مطالعه قرار بدهم لطفاً يک مرتبه هم که شده دروازه هاي دلت را به سوي قرآن باز کن!!!.
باز فرموده بوديد که:
«اگر شما زا ملاهاي مسلمان پرسان کنيد که سرنوشت آنان پس از مرگ چه خواهد شد، مي گويند: نمي دانيم».

بايد گفت که باز شما دوست عزيز به اشتباه رفته ايد، شما بايد بدانيد که در اسلام مثل مسيحيت، پدران روحاني و رجال مقدس وجود ندارد که هرچه آنان بگويند مردم با چشمان بسته بپذيرند، بايد به آگاهي تان برسانم که «توحيد، نبوت و معاد» از اصول اساسي عقايد اسلامي مي باشد، و در بارة هريک از اين اصول سه گانه هر مسلمان مکلف است که آگاهي کامل حاصل نموده، بعد از قناعت و باور دروني اعلان و اقرار نمايد که خدا يک است و محمد - صلى الله عليه وآله وسلم - آخرين پيام رسان الهي مي باشد، زنده شدن پس از مرگ و جنت و دوزخ، حساب و ... حق اند، ايمان به اين حقايق از نظر اسلام وقتي پذيرفتني است که از روي آگاهي کامل، قناعت و رغبت قلبي باشد در غير آن باورها و عقايد تقليدي و کورکورانه پذيرفته نمي شود. از جانب ديگر، گام هاي که بايد جهت نايل آمدن به جنت و دورشدن از دوزخ برداشته شود، چنان در قرآنکريم و سنت نبوي - صلى الله عليه وآله وسلم - شفاف و روشن بيان شده که هيچ ضرورت نمي افتد، به پرسش از اهل جنت و اهل دوزخ! زيرا که در روشنائي اصول سه گانه فوق، «توحيد، نبوت و معاد» تعاليم اسلامي براي يک مسلمان وظيفه اش را مشخص مي کند که تو جهت رسيدن به عبوديت خالص پروردگار، گام هاي را بايد برداري: رابطه ميان تو و خدا، چگونه باشد، در ارتباط با خود چه رسالت داري، در مقابل همنوعانت چه بايد بکني و نگرش تو به ساير هستي چگونه بايد باشد تا مورد قبول پروردگار يگانه قرار گيري، و اگر نظر به ضعف و سستي انساني در امر بندگي کوتاهي کردي حق نداري از رحمت خدا نااميد شوي بايد تلاش کني و تا حد امکان در جهت رضاي خالق خود قدم برداري، طالب مغفرت باشي و اميد را از دست ندهي که نااميدي از رحمت الهي در فرهنگ اسلامي معادل کفر است.

حالا شما دوست عزيز بفرماييد که وقتي گام هاي رسيدن به خدا مشخص باشد و لغزش ها هم قابل بخشش و اميدوار بودن به رحمت خدا هم شرط ايمان، جاي براي سوال از اهل دوزخ و جنت و انگيزه اي براي تشويش باقي مي ماند؟!.
شما پرسيديد که:
«در شبانه روز چند بار نماز مي خوانيد؟ به خداوند چه مي گوئيد؟ آيا خدا با شما حرف مي زند؟».
دوست عزيز، ما به عنوان مسلمان در يک شب و روز پنج مرتبه به حضور رب خود شرف ياب مي شويم، و اگر بخواهيم بيشتر از اين مي توانيم در برابرش به عبادت بپردازيم، اما کلماتي که بايد در مقابلش بگوييم مشخص و داراي معناست - مانند ناقوس و زنگ کليسا نيست - تکامل بخش و اثرگزار است. «اللّهُ أكْبَرْ، الْحَمْدُ لِلّهِ، الرَّحْمِنُ، الرَّحِيْمُ، مَالِكُ، سُبْحَان». هرکدام از اين کلمات رشد دهنده قلب و پاک کننده جوارح و رهگشاي انسان مي باشد که اگر ترس از طولاني شدن سخن نمي داشتم راز هريک را براي شما مي شکافتم.
و در باره حرف زدن خدا، قابل ذکر است که خدا حرف هاي خود را در قالب يک معجزه بزرگ «قرآن کريم» به اکمال و اتمام رسانيده و ما به بقول محبوب دل هاي مان محمد مصطفي - صلى الله عليه وآله وسلم - هنگامي که نماز مي خوانيم با خداي خود سخن مي گوئيم و هنگامي که به تلاوت قرآنکريم مشرف مي شويم پروردگار با ما سخن مي گويد. اما شما در مثال خود که گفتگو با خدا را تشبيه به مکالمه تلفني ميان دو انسان کرديد، مرا به تعجب وا داشت و وحشت! تعجب بدين خاطر که خداي شبيه انسان و با منزلت پائين و ناتوان قابل پرستش نيست که شما در برابرش کرنش کنيد!! اما وحشت بدين خاطر که شما چگونه به خود جرأت و اجازه داديد که خدا را تا حد يک مخلوق پائين بياوريد و ارتباط با او را به نوعي از ارتباطات زميني، ميان انسان ها مانند کنيد؟!.
و همين گونه چند سطر پائين تر گفتيد:حالا شما دوست عزيز بفرماييد که وقتي گام هاي رسيدن به خدا مشخص باشد و لغزش ها هم قابل بخشش و اميدوار بودن به رحمت خدا هم شرط ايمان، جاي براي سوال از اهل دوزخ و جنت و انگيزه اي براي تشويش باقي مي ماند؟!.
شما پرسيديد که:
«در شبانه روز چند بار نماز مي خوانيد؟ به خداوند چه مي گوئيد؟ آيا خدا با شما حرف مي زند؟».
دوست عزيز، ما به عنوان مسلمان در يک شب و روز پنج مرتبه به حضور رب خود شرف ياب مي شويم، و اگر بخواهيم بيشتر از اين مي توانيم در برابرش به عبادت بپردازيم، اما کلماتي که بايد در مقابلش بگوييم مشخص و داراي معناست - مانند ناقوس و زنگ کليسا نيست - تکامل بخش و اثرگزار است. «اللّهُ أكْبَرْ، الْحَمْدُ لِلّهِ، الرَّحْمِنُ، الرَّحِيْمُ، مَالِكُ، سُبْحَان». هرکدام از اين کلمات رشد دهنده قلب و پاک کننده جوارح و رهگشاي انسان مي باشد که اگر ترس از طولاني شدن سخن نمي داشتم راز هريک را براي شما مي شکافتم.
و در باره حرف زدن خدا، قابل ذکر است که خدا حرف هاي خود را در قالب يک معجزه بزرگ «قرآن کريم» به اکمال و اتمام رسانيده و ما به بقول محبوب دل هاي مان محمد مصطفي - صلى الله عليه وآله وسلم - هنگامي که نماز مي خوانيم با خداي خود سخن مي گوئيم و هنگامي که به تلاوت قرآنکريم مشرف مي شويم پروردگار با ما سخن مي گويد. اما شما در مثال خود که گفتگو با خدا را تشبيه به مکالمه تلفني ميان دو انسان کرديد، مرا به تعجب وا داشت و وحشت! تعجب بدين خاطر که خداي شبيه انسان و با منزلت پائين و ناتوان قابل پرستش نيست که شما در برابرش کرنش کنيد!! اما وحشت بدين خاطر که شما چگونه به خود جرأت و اجازه داديد که خدا را تا حد يک مخلوق پائين بياوريد و ارتباط با او را به نوعي از ارتباطات زميني، ميان انسان ها مانند کنيد؟!.
و همين گونه چند سطر پائين تر گفتيد:

«رابطه ما عيسويان با خدا رابطه فرزند با پدر است، خداوند پدر آسماني ماست و ما فرزند خواندگان او».
دوست عزيز! اگر کمي دقت کنيد اين سخن بسيار تکان دهنده است، چرا که باز مثل سخن قبلي تان خدا را نيازمند و ناتوان معرفي مي کند، زيرا که رابطه ميان پدر و فرزند رابطه نياز متقابل است، بدين معنا که پسر به پدر نياز دارد و پدر به پسر، و يک موجود نيازمند هرگز نمي تواند خدا باشد. و عقل سليم حکم مي کند که ذاتي سزاوار خدايي و پرستش است که بي نياز مطلق باشد، و بسياري از پدران اند که نمي توانند نياز فرزندان خويش را برآورده سازند و همين گونه بسياري از فرزندان اند که به پدران خويش کاري نمي توانند انجام دهند.
يک مطالبه جالب!
شما در قسمتي از نوشته خود گفته بوديد:
«بنام خداوند واحد و آفريننده جهان به شما مي گويم، اگر مي خواهيد زندگي جاويد داشته باشيد اندکي تعصبات را کنار بگزاريد».
من هم بدون تعصب و به نام خداي يگانه از شما مي طلبم تا بر اين اقرار خود که خدا يگانه است و حضرت مسيح - عليه السلام - فرستاده اوست باقي بمانيد و مانند ما مسلمانان ميان هيچ يک از پيامبران الهي فرقي قايل نباشيد، همه را دوست داشته باشيد و مانند ما که انکار وجود رسالت حضرت مسيح - عليه السلام - را کفر مي دانيم انکار رسالت محمد - صلى الله عليه وآله وسلم - را شما نيز کفر بدانيد و از معماي حل ناشدني تثليث «سه گانه پرستي» خود را نجات بخشيد.

همچنين شما آيه اي را از سورة مبارکة آل عمران به زعم خود شاهد بر مدعا آورده ايد، معلوم مي شود که اين آيه مورد قبول تان قرار گرفته است، پس لطف نموده به اين آيه مبارکه دقت بيشتر فرموده و به تمام آيات قرآنکريم که در بارة حضرت مسيح - عليه السلام - آمده است به دقت نظر انداخته و حقيقت اين پيامبر برحق الهي را از زبان قرآن بشنويد و به آن ايمان بياوريد در غير آن معلوم مي شود که به اين آيت هم باور نداريد و استدلال شما هم به چيزي که شما به آن باور نداريد درست نيست.
و نيز در نامه تان آمده است که
«عيسي اکنون دروازه قلب تان را مي کوبد و مي گويد: ترا دوست دارم، و جانم را روي صليب فدا کردم تا تو از گناه هانت رهايي يابي».
در اين باره هم همان آش است و همان کاسه! شما باز خداي خود را آنقدر ضعيف معرفي مي کنيد که مي رود روي صليب و از خود دفاع کرده نمي تواند و فدا مي شود و چنين خداي که از خود دفاع کرده نمي تواند چگونه مي تواند به ديگري کمک کند! و باز اگر او خدا بود و مي خواست گناهان بندگان را ببخشد، ضرور نبود روي صليب برود، اگر توانائي داشت بدون آن هم مي توانست گناهان را مغفرت کند و سبب نجات شود!!!
و باز شما فرموديد:
«آيا با خود فکر کرديد که چرا اجازه نمي دهند انجيل در کشورهاي اسلامي خوانده شود؟»
من از شما مي پرسم کدام انجيل؟!!!.
انجيل متي، انجيل لوقا، انجيل مُرقُس و يا انجيل يوحنا، کداميک از اين چهار انجيل که به دست انسان ها نوشته شده و در بسا موارد باهم اختلاف دارند و انسان در چنگال تناقض گوئي هاي آنها خود را گم مي کند؟!!! اگر گفتم تناقض گويي تعجب نکنيد و ناراحت هم نشويد و اگر تا حالا شما متوجه نشديد، پس توجه فرماييد به گوشه اي از اين تناقض گوئي ها: انجيل هاي متي و لوقا که به خداي شما نسب نامه نوشتند، در قسمت اين نسب نامه و مصلوب شدن مسيح - عليه السلام - باهم کاملاً در تناقض قرار دارند:

* متي مي گويد: «عيسي پسر يوسف پسر يعقوب است».
* لوقا مي گويد: «عيسي پسر يوسف پسر هالي است».
*متي از يوسف پدر عيسي تا ابراهيم 40 نفر را مي شمارد، لوقا 55 جد برايش قايل است.
* متي نسب مسيح را به سليمان بن داود مي رساند، اما لوقا او را از «ناتان» بن داود مي داند.
و همچنين انجيل ها عموماً عيسي را خدا و پسر خدا مي خوانند، ولي خدابودن و پسر خدابودن که نسب نامه نمي خواهد، پس چرا مسيح را پسر يوسف نجار معرفي مي کنند و نسب نامه برايش درست مي کند؟!! اگر او پسر يوسف نجار است، پس چرا لوقا در فصل اول بند 34 - 35 مي گويد که «روح القدس در شکم مريم ديده شده؟ و همچنان در انجيل متي فصل 27 بند 63 و لوقا فصل 24 بند 21 آمده است که مسيح بعد از سه شبانه روز از قبر برمي خيزد، اما انجيل مرقس مي گويد مدت درنگ مسيح در قبر، يک روز بوده است، مي نويسد «شام روز جمعه دفن شد و صبح روز يکشنبه وقتي مريم مجدليه بر سر قبر آمد ديد پيش از آن که بر سر قبر آيد مسيح از قبر برخاسته است» (1).
و حالا من از شما مي پرسم که آيا اگر شما به جاي مسئولين کشورهاي اسلامي مي بوديد چنين حرف هاي بي اساس و تهمت هاي ناروا را که به خداوند - جل جلاله - که از شريک بي نياز است و به مسيح - عليه السلام - نسبت داده شده است اجازه مي داديد که در ميان جوانان و نوجوانان پخش شود و اذهان شان را مخدوش کند؟!! بناء ما مسلمانان به خاطر حفظ انديشه هاي پاک جوانان، وظيفه خود مي دانيم که از چنين حرف هاي سخيف جلوگيري نموده و نگذاريم انديشه هاي پاک نو باوگان ما مملو از خرافات و اوهام شود.
و در اخير شما فرموده بوديد:
«به من اطمينان کنيد که بدون مطالعه مسيحي نشدم».

بلي، من مطمئن هستم که شما قبل از اين که اسلام را مطالعه فرمائيد به انجيل روي آورده و بدون اين که به اختلافات و تناقضات اناجيل متعدد - که قبلاً به شمه از آن اشاره رفت - توجه و فکر کرده باشيد آن را قبول نموديد! دوست عزيز فراموش نکنيد که تنها مطالعه کردن کار ساز نيست، اندکي بکار انداختن فکر و انديشه و داور قراردادن عقل و قلب هم ضرور است، شما مي شود مطالعه را از «روژه گارودي» دانشمند بزرگ فرانسوي و «اشوک کولن يانگ» منشي اسبق اتحاديه جهاني کليسا و يوسف اسلام آوازخوان معروف انگليسي و ده ها دانشمند غربي ديگر که بعد از مطالعه درست اسلام مسلمان شدند ياد بگيريد، درست است که شما انجيل را مطالعه فرموديد، ولي من نمي دانم به کداميک از اناجيل ايمان آورديد؟! آيا فکر نکرديد که چگونه مي شود کتاب از خدا باشد و مولفش انسان، و باز اين انجيل ها چندين انجيل باشد و از ميان همه فقط چهار آن مشهور؟!!.

آيا شما هنگام مطالعه در باره تثليث «عقيده سه خدائي» (پدر + پسر + روح القدس» انديشه نکرديد که چگونه مي شود «يک مساوي به سه باشد و سه مساوي به يک؟!!!» ايا اين معماي عجيب و مجهول که شکل جديدي از سه گانه پرستي رومي ها (ژوپي تر، ژونون و مي نرو) مي باشد و اگر از پدران روحاني هم پرسان شود مي گويند: «تثليث رمز مسيحيت است و کسي حق هيچگونه پرسشي را در اين مورد ندارد» شما را به انديشه وا نداشت؟!!! شما چگونه به ديني ايمان آورديد که هنوز نتوانسته است خدايش را به مردم بشناساند و براي شناساندن آن از اشکال هندسي کار گرفته و خدا را به مثلث تشبيه مي کند و خدا را مرکب از اجزا مي داند بي خبر از اين که خداوند مرکب نيست اگر مرکب باشد محتاج به اجزاء خواهد بود و آن که نيازمند باشد خدا نخواهد بود!!. دوست عزيز، هيچ عاقلي اين سخن را نمي تواند بپذيرد که سه خدا باهم يکي گردد در حالي که هم سه است و هم يک! من حيرانم که شما چگونه به اين معما قناعت کرديد!!!؟.
«چه خداي عجيبي!
بدنش نان فطير!
خون او جام شراب! مولدش سايه کاج! نام نازش بابا نوئل!» (1).
آيا دوست عزيز، هنگام مطالعه انجيل قصه عشاي رباني در شب کرسمس و عقيده داشتن به اين که شراب خون مسيح است و از نوش جان کردن نان فطير با شراب و دعاخواندن پاپ اين نان و اين شراب به بدن عيسي تبديل مي شود، چون به قول انجيل مرقس فصل 14 بند 22-24 مسيح پيش از مرگ خود جام شرابي را به حواريون مي دهد و مي گويد: «بنوشيد که اين خون من است» آيا اين افسانه را با نيروي خدادادي عقل خود به داوري نگذاشتيد؟!!!.

و شما حتماً در شب هاي کرسمس به کليسا رفته ايد و يک کشيش آمده و در حال دعاخواندن نان فطير را پاره پاره کرده به شما تقسيم نموده است و کشيش ديگر با جام شراب آمده و شما پاره نان و جرعه از شراب را گرفته در شکم خود فرو برديد و نان را نجويديد تا مبادا بدن نازنين مسيح زير دندان هاي تان اذيت شود، آيا از خود و از کشيش نپرسيديد که قبلاً از آن با پارچه پارچه کردن بدن مسيح تا اين که در دهن تان جور بيايد، چرا سبب اذيت مسيح شديد؟!!!.
و ديگر از خود نپرسيديد: اين نان و اين شراب که به عقيده پاپ هاي کليسا تبديل به بدن و خون مسيح شده و شما آن را نوش جان کرديد، اگر مانند ديگر غذاها هضم شود و مراحل خود را طي کند توهين بزرگي به مسيح نموده ايد و اگر بگوئيد: خير، اين نان و اين شراب هضم نمي شود و تبديل به يک مسيح مي گردد، از اين رو بايد در شکم آن مسيحي که 50 بار در مراسم عشاي رباني شرکت کرده است پنجاه مسيح ذخيره شده باشد!!!.
دوست عزيز، سال هاست که دانشمندان علم طب در سراسر جهان تاکيد مي کنند که شراب ماده خطرناکيست که موجب امراض مختلف گرديده، جسم و روح را فاسد مي سازد، آيا از خود سوال نکرديد که چگونه کليسا آن را به يک نوشابه مقدس تبديل کرده که از نوشيدن آن با نان فطير انسان به فرزندي خدا مي رسد و سعادت مند مي شود، راستي چه نسبتي است ميان نان فطير و شراب و جسم مسيح؟!! و با کدام روش علمي مي توان ثابت ساخت که نان و شراب تبديل به جسم مسيح مي شود، آيا خجالت آور نيست در قرن بيست و يکم که همه امور زندگي بر پايه هاي علم استوار است، ما تن به اين خرافات بدهيم و انسان قرن 21 را به سوي خرافات دعوت کنيم!!! آيا به نظر شما جشن کرسمس پيش از اين که يک عمل مذهبي و روحاني باشد مجموعه يي از اعمال ناشايسته، بازار عياشي، شهوت راني، باده نوشي، لجام گسيختگي و فحشا نيست؟!!.

بيا دوست عزيز، دست از اين کارها بکش خود را از چنگال اوهام و گمان هاي نارسا رهايي بخش و به اين پيام خداي يگانه گوش کن که مي فرمايد: {يَاأَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِّنْهُ فَ‍آمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انتَهُوا خَيْرًا لَّكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَن يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (171)} [النساء: 171]. «اي اهل کتاب! در دين خود غلو و زياده روي مکنيد، و در باره خدا جز حق مگوييد، بي گمان عيسي مسيح پسر مريم فرستاده خداست، او کلمه خدا است که خدا آن را به مريم رساند و او داراي روحي است از جانب خدا، پس به خدا و پيغمبرانش ايمان بياوريد و مگوييد خدا سه تا است (از اين سخن پوچ) دست برداريد که به سود شماست، خدا يکي بيش نيست که الله است و حاشا که فرزندي داشته باشد، و از آن اوست آنچه که در آسمان ها و زمين است و کافي است که خدا مدبر و کارساز باشد».
و اين سخن پروردگار:
{قُلْ يَاأَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْ‍ئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ} [آل عمران: 64]. «بگو: اي اهل کتاب! بياييد به سوي سخن دادگرانه اي که ميان ما و شما مشترک است، تا جز خداوند يگانه را نپرستيم، و چيزي را شريک او نکنيم، و برخي از ما برخي ديگر را به جاي خداوند يگانه به خدايي نپذيرد ... ».

در اخير يک بار ديگر به عنوان يک دوست تاکيد مي کنم که دروازه دل تان را به سوي حق باز کنيد و اسلام را دور از تعصب مطالعه نماييد که به يقين مي دانم، اگر فطرت سليم باشد، به حق دست خواهيد يافت. و من هم اگر در قسمت تعاليم ارزشمند اسلامي توضيح لازم باشد مثل يک دوست در خدمت شما مي باشم.
از خداوند بزرگ و يگانه تمنا دارم تا شما و همه جوانان را به پسنديده ترين روش زندگي هدايت فرمايد، و در پرتو توحيد خالص همه ما را به رشد برساند

 

این مطلب را به اشتراک بگذار

اضافه کردن نظر

در متن نظرات خود از هرگونه توهین به دیگران خودداری کرده و صرفا نظر خود را مرقوم بفرمایید.


کد امنیتی
تازه کردن

آخرین نظرات

آخرین پیامک ها

شبی با قرآن(1393/08/22) 1393-08-22 - سلام خدا بر شما * و در زمین کوههای...
شبی با قرآن(1393/08/15) 1393-08-15 - سلام اسلام دین صلح است *اي كساني ...
شبی با قرآن(1393/08/08) 1393-08-08 - سلام *اميد است پروردگارتان ( بعد ...

ورود نویسندگان

شبی با قرآن

  • در بخش شبی با قرآن تذکره پیامک های ارسالی هر هفته به همراه تفسیر آیات هفته ، همزمان با ارسال پیامک ها قرار داده خواهد شد تا بدین سان امکان دسترسی به پیامک ها از طیق اینترنت نیز فراهم شود.
  • پیامک های هفتگی

بخش اخبار

  • در بخش اخبار تذکره تلاش خواهد شد تا جدیدترین اخبار و رویدادهای جهان اسلام به سمع و نظر خوانندگان گرامی برسد.
  • ورود به بخش اخبار

بخش دانلود

  • در بخش دانلود تذکره تلاش خواهد شد تا امکان دانلود و مشاهده ی آنلاین انواع فایل های صوتی و تصویری و کتاب و نرم افزار اسلامی فراهم شود تا بدین گونه قدمی در راستای نشر فرهنگ اسلامیمان برداشته باشیم
  • ورود به بخش دانلود

مقالات تذکره

  • در بخش مقالات تذکره تلاش خواهد شد افزون بر تولید مقاله یکی از قوی ترین آرشیوهای مقاله برای سایت های اسلامی ایجاد شود تا امکان دسترسی به حجم وسیعی از مقالات در کمترین زمان ممکن فراهم شود.
  • ورود به بخش مقالات
شما اینجا هستید: خانه مقالات شبهات صلیب شکسته